:  ۲۸۲۴۶
:  داستان جهان
:  عقاید یک دلقک
:  داستان های آلمانی قرن 20
   هاینریش بل
:   چشمه
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۲۷
:  ۱۴.۱
:  ۲۱.۱
:  نرم
:  ۳۵۳
:  ۳۰۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
این کتاب درباره‌ی دلقکی به نام «شنیر» است که همسرش او را ترک کرده و به همین دلیل دچار افسردگی است. از این رو برای تسکین آلام خود به مشروب رو آورده‌است. او بعد از افتضاحی که در یکی از نمایش‌هایش به وجود می‌آورد، به محل زندگی‌اش باز می‌گردد. او که به پول نیاز دارد، دفترچه تلفنش را باز می‌کند و با آشنایان تماس می‌گیرد. در این میان بارها به گذشته می‌رود و خاطراتش را می‌گوید.
 
بخشی از داستان
 
وقتی وارد شهر بن شدم، هوا تاریک شده بود. هنگام ورود، خودم را مجبور کردم تن به اجرای تشریفاتی ندهم که طی پنج سال سفرهای متمادی انجام داده بودم: پایین و بالا رفتن از پله‌های سکوی ایستگاه راه‌آهن، به زمین گذاشتن ساک سفری، بیرون آوردن بلیت قطار از جیب پالتو، برداشتن ساک سفری، تحویل بلیت، خرید روزنامه عصر از کیوسک، خارج شدن از ایستگاه و صدا زدن یک تاکسی، پنج سال تمام تقریباً هر روز یا از جایی مسافرت کرده بودم و یا این‌که به جایی وارد شده بودم.
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
عقاید یک دلقک کتابیه برای کسایی که عواطفشون پویا هست و جسورانه حس میکنند کسایی که با ادبیات و فکر کردن بتونن رابطه عمیقی برقرار کنن.اگه حس میکنین تو زندگی با یه پارادوکس طرف هستین اگر تنهایی رو حس میکنین و چیزی از عشق و پستی و بلندی رو حس میکنین این کتاب رو بخونین دیگه حس نمیکنین تنهایین
ایرج پوراردشیر و رضا صادقی این را خواندند
parisa zendebudi این را دوست دارد
انقدر دوستان از فضای گرفته ی داستان گفته بودن که من هر بار خرید این کتابو به تعویق مینداختم.
اما شما انقدر خوب بیان کردین نظرتونو که مطمئنم در اسرع وقت این کتابو تهیه میکنم...
۲۳ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا قیمت این کتاب از این مترجم و انتشارات دو برابر انتشارات دیگس؟ینی انقد بهتره؟
ممکنه به دلیل کاغذ استفاده شده و نوع چاپ باشه.
بیشتر کتاب ها با ترجمه ها و انتشارات مختلف به این صورت هستن.
۱۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی‌دونم احساس دوگانه‌ام رو نسبت به این کتاب چه‌طوری بیان کنم!من ترجمه‌ی نشر چشمه رو خوندم و به نظرم به یه بار خوندنش می‌ارزه.اما چند نکته:
۱)به نظرم این اشتباهه که این کتاب رو جزو رمان یا داستان دسته‌بندی کنیم.بیش‌تر شبیه یه بیانیه‌ی سیاسی و مذهبی(یا شاید غیر مذهبی!) از طرف نویسنده هست.
۲)شاید تا وسط‌های کتاب بتونه خواننده رو با خودش همراه کنه،ولی به‌تدریج فلش‌بک‌های تکراری(مثل تکرار چندباره‌ی ترک کردن هانس توسط همسرش) و تکرار توضیح دادن شخصیت بقیه توسط دلقک(مثل این که چند بار تکرار می‌کنه که چرا از فلانی بدش میاد!) آدم رو از خوندن این کتاب خسته می‌کنه.
۳)تو ... دیدن ادامه » بخش‌هایی از کتاب(مثل رویارویی هانس با پدرش)،دلقک مدام خاطرات گذشته رو مرور می‌کنه و خواننده گیج میشه!
۴)علاقه‌ی بیش از حد دلقک به کارهایی که باعث رنجش خودش میشه،خواننده رو آزار میده.مثل وقتی که سکه رو پرت می‌کنه تو خیابون و تا آخر کتاب حسرت اون سکه رو می‌خوره.
۵)کتاب بیش از حد شلوغه.از یه کتاب سی‌صد و خورده‌ای صفحه‌ای(البته ترجمه‌ش رو عرض می‌کنم) انتظار نمیره که این همه شخصیت تو داستانش باشند که به نظرم خوب هم استفاده نشده.درباره‌ی بیش‌تر شخصیت‌ها یه توضیح مختصر داده که تازه خیلی‌هاشون مشابه هستند(مثل چند نفری که عضو انجمن کاتولیک بودند).با وجود این‌که اسم‌ها رو یادداشت می‌کردم،ولی باز هم گاهی یادم می‌رفت که این شخصیت‌ها چه گذشته‌ای داشتند!
-توضیح:این متن رو برای سایر ترجمه‌ها هم نوشتم.
یوسف حبیبی سوها این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد

عقاید یک دلقک
هاینریش ... دیدن ادامه » بل
صفحه 290
درد دارد، وقتی ساعتها میشینی و به حرفهایی که هیچ وقت قرار نیست بگویی فکر میکنی...!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی همه چیز دست به دست هم میدهد و شما هم با همه چیز دست میدهید تا همه چیز را خراب کنید .
از قسمتی به بعد راه برگشتی نیست ، یا شاید قهرمان داستان فقط خود این گونه فکر میکرد و همیشه یک راهی هست ، شاید فقط گاهی دوست نداریم برگردیم .

کتاب جالبی بود برای یک بار خواندن ، یک بار دلقک بودن .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من دنبال کتابی هستم برای هدیه دادن به دوستی که زیاد اهل خوندن کتاب نیست .ممکنه منو راهنمایی کنین که چه کتابی براش بگیرم ؟
سلیقه ها متفاوت هست و خیلی چیزها در مورد سلیقه و گرایش افراد تاثیر گذار هست. کتاب پیش از آنکه بخوابم کتاب مهیج و پر رمز و رازی ست که خواننده ی غیر حرفه ای رو هم به خودش جدا می کنه، یا کتاب من پیش از تو یک کتاب با صفایی رمانتیک هست که طرفدارانی زیادی علی الخصوص ... دیدن ادامه » در بین خانم ها داره،
کاش می گفتید که دوست شما چه سنی هستند و به چه فیلدهایی علاقمندند؟
۱۱ فروردين ۱۳۹۵
با مارال جان موافقم :)
۱۵ فروردين ۱۳۹۵
کتاب من پیش از تو عالیه منم برا اولین بار که شروع کردم به کتاب خوندن این کتاب رو بهم معرفی کردن واقعا مشتاق شدم
۲۱ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ آغاز: 11/10/94

وقتی وارد شهر بن شدم,هوا تاریک شده بود.هنگام ورود,خودم را مجبور کردم تن به اجرای تشریفاتی ندهم که طی پنج سال سفرهای متمادی انجام داده بودم.پایین و بالا رفتن از پله های سکوی ایستگاه راه آهن, به زمین گذاشتن ساک سفری, بیرون آوردن بلیت قطار از جیب پالتو, برداشتن ساک سفری, تحویل بلیت, خرید روزنامه عصر از کیوسک, ... دیدن ادامه » خارج شدن از ایستگاه و صدا زدن یک تاکسی,پنج سال تمام تقریبا هر روز یا از جایی مسافرت کرده بودم و یا اینکه به جایی وارد شده بودم.
از متن کتاب:

- خواب چیزی مثل اوقات فراغت است، یک وجه اشتراک بزرگ مابین انسان و حیوانات، اما بهترین شکل اوقات فراغت آن است که انسان با آگاهی کامل آن را تجربه کند.

- ... دیدن ادامه » هنرمند و زن مناسب ترین وسیله برای استثمار هستند و مدیران هم نقش دلال محبت زنان فاحشه را بازی می کنن.

- انسان های تشنه ای وجود دارند که کنیاک تقلبی را به رنج تشنگی و عطش ترجیح می دهند.

- مادر معتقد بود که بادکنک خریدن مساوی پول دور ریختن است. درست است بادکنک خریدن اسراف است، ولی برای به باد دادن میلیون ها مارک کثسف شما این خواسته های کوچک ما کفاف نمی دادند.

- حتی پاپ هم با تمام دانش، آگاهی و کهولتش چیزهایی از یک دلقک را در وجودش دارد.

- انسان بایستی بعضی کارهای حتی به ظاهر احمقانه را فورا و بدون تفکر و تعمق انجام دهد.

- هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همان گونه که یک بار اتفاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد.

- "وقتی باد در موهای تو می وزد، می دانم تو مال منی."

- امروزه شکل های عجیب و غریب و ناشناخته ای از فحشا وجود دارد که در قیاس با آن، فحشای واقعی، حرفه ای شرافتمندانه و درست به حساب می آید: چون در فاحشه خانه حداقل در مقابل پول چیزی هم عرضه می گردد.

- یک هنرمند مرگ را همیشه با خود به یدک می کشد، درست مانند کشیشی که همیشه کتاب مقدس را با خود حمل می کند.

- کسی که آواز بخواند هنوز زنده است. و کسی که گرسنه شود و از خوردن غذا لذت ببرد، هنوز از دست نرفته است.

- مردم ثروتمند در مقایسه با مردم فقیر خیلی بیشتر هدیه دریافت می کنند.

- به اعتقاد من، عصر ما تنها شایسته یک لقب و نام است: "عصر فحشا. مردم ما به تدریج خود را به فرهنگ فاحشه ها عادت می دهند.

- بهترین محافظ انسان، توانایی های شغلی و حرفه ای او با توجه به ساختمان بدنش می باشد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به اعتقاد من, عصر ما تنها شایسته ی یک لقب و نام است:«عصر فحشا» . مردم ما به تدریج خود را به فرهنگ فاحشه ها عادت می دهند.

تصور کنید شما یک دلقک هستید ... یک دلقک واقعی ... با یک دماغ قرمز و گرد و دهانی تا بناگوش باز ... ساعت کاری تموم میشه و حالا شما دیگه دلقک نیستید ــ نباید باشید ــ ... حالا یه آدم معمولی ، عاشق ، پر کار ، بی دین ، با یه همسر کاتولیک ... دیدن ادامه » که نمی تونید باهاش رسمن ازدواج کنید ... در ضمن شما مالوخولیا و سردرد هم دارید ... دلقک داستان شرایطی شبیه به این داره ... ماری ، به عنوان همسرش و به خاطر عقاید مذهبی اش اونو ترک می کنه و حالا دلقک قصه برای التیام بخشیدن به این رنج و درد و همچنین مالیخولیا و سردرد شدید به الکل پناه می بره ... اما " دلقکی که به مشروب و الکل پناه ببرد ، خیلی سریعتر از یک شیروانی ساز مست سقوط خواهد کرد." .... اینو خود دلقک میگه ... کمی که در داستان پیش برید متوجه میشید که شما دارید دنیای زشت اطراف رو از دید یک دلقک نگاه می کنید ... این دید گاهی شبیه یک دید فلسفی میشه ... تنها خوبیه این دلقک اینه که کاملن می دونه چه دردسرایی داره و حتی چه دردسرایی و از کجا و چه موقع ممکنه براش برسه ... دلقکی عاشق ، مست ، با یک پای زخمی ، بدون پول ، بدون همسرش ، بدون خانواده ، در شرایطی که روز به روز بدتر می شود ... استادانه شما را در غم خویش شریک می کند .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب مهمی است ولی متاسفانه من هر کاری کردم نتونستم تمومش کنم. بعضی جاهاش وقت تلف کنی زیاده. گاهی خسته کننده میشه و خلاصه با سلیقه من خیلی جور نیست. به نظر من کتاب باید به قول همینگوی مثل کوه یخ باشه که فقط یک هشتمش روی سطح آبه و بقیه اش دیده نمی شه. یعنی مفید و مختصر . البته کتابهای طولانی ای هم وجود دارن که با وجود زیاد بودن صفحاتشون هرگز ... دیدن ادامه » کسل کننده نمیشن...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
و در آخر:
من مطمئنم ک ماری حتی اگر تمام دنیا را داشته باشد باز هم یک جایی خالی را حس میکند...جای خالی یک دلقک را.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
و اینها بخشی از عقاید هانس...عقاید یک دلقک:
*مردم یا متوجه منظور من می شوند یا نمی شوند. من یک مفسر نیستم.
*هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت ، باید آن ها را همان گونه که یک بار اتفاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد.
* ... دیدن ادامه » دلقکی که به مشروب روی بیاورد، زودتر از یک شیروانی ساز مست سقوط می‌کند
آیا جداً ماری می خواست که تسوپفنر را در مراسم رسمی و جشن ها همراهی کند و با دستانش لک لباس رسمی تسوپفنر را بشوید ؟ مطمئنا این مسئله ای است که به نظر و عقیده هر آدمی مربوط می شود ، ماری اما این کار شایسته تو نیست . بهتر است که به یک دلقک بی اعتقاد اعتماد کنی که تو را صبح های زود از خواب بیدار می کرد تا به موقع به مراسم دعا در کلیسا برسی .
فاطمه نوروزی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هانس دلقک بی دینی ک از تمام مذهبی های دو آتیشه ای ک میبینیم خداشناس تر است.از جامعه طرد میشود چون مثل دیگران فکر نمیکند و ظاهر و باطنش یکی است.
مستقیما ب کاتولیک ها حمله میکند و برای این کارش دلایل خوبی دارد.
هانس اینگونه می خواهد که دین همچون سایر فکر ها ٬ مساله ای شخصی باشد و اجازه دخالت و ورود به حریم افراد را نداشته باشد.
عقاید ... دیدن ادامه » یک دلقک تصویری از زندگی دلقکی است ک بدون رودربایستی عقایدش را بر زبان میراند و بر تمام دورویی ها و دو رو ها میتازد.
در قسمتهایی از کتاب ماری_معشوقه اش_ را مستقیما مورد خطاب قرار میدهد و ب عقیده ی من این قسمت ها یکی از ناب ترین عاشقانه های عصر بی عاطفگی هاست.
این اثری یک شاهکار است...هم ب دلیل نمایش اثرات روانی پس از جنگ و اهمیت انسان و مقابله با هر چیزی که مانع انسان بودنش است و هم ب دلیل عاشقانه های ناب و معصومانه اش.
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
فاطمه نوروزی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من به هیچ وجه چیزی را مسخره نمی کنم. این قدرت را دارم که به چیزی که نمی توانم درک کنم احترام بگذارم.

عقاید یک دلقک | هاینریش بل
هرکسی با مطالعه ی اکثر کارهای هاینریش بل میتونه به این نتیجه برسه که قهرمان داستان های او اکثرا ادم های شکست خورده و درمانده هستن.
عقاید یک دلقک هم داستان هانس اشنیر دلقکی است که ظاهرا به بن بست نزدیک شده.
اما شاید ترک کردن اشنیر توسط معشوقه اش ماری تیر خلاص و در واقع پاره شدن طناب دلبستگی های اشنیر به دنیاست.
شاید ... دیدن ادامه » بعضی مواقع برای هرکسی مشکلاتی پیش بیاد که گاها نامید میشه و گاها برای حل کردن اونا تلاش میکنه ولی یه اتفاق از نوع ویرانگر تمام امید ها رو بی رنگ می کنه و اتفاق ویرانگر زندگی اشنیر دلقک از دست دادن معشوقش هستش.
اشنیر همه چیز رو با ترازوی بدبینی بررسی میکنه و سعی میکنه یک منتقد نوین باشه.دنیا یا به کام شماست و احساس راحنی می کنید و یا نیست و شورش می کنید و در عقاید یک دلقک دنیا به هیج وجه به کام اشنیر نیست ساده تر بگم اشنیر یه شورشیه.
عقاید یک دلقک درباره ی دلقکی شکست خورده ، بی پول و بازنده است که دیگر به عنوان یک دلقک خواهانی ندارد و از همه جا به نوعی طرد شده و حتی عشق زندگی اش ،ماری ، نیز اور ا برای دست یافتن به زندگی ای بهتر و "اخلاقی تر " ترک کرده و او اینک تنها و شکست خورده در اتاق محقرش مانده و دارد به زندگی اش می اندیشد ... .

عقاید یک دلقک نوولی است از هاینریش بل ، نویسنده ی آلمانی برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات که لحن و دورن مایه ی سنگین و چندلایه ای دارد که با یک بار خواندن نمی شود کلیت اش را به درستی درک کرد و از آن دست کتاب های ارزشمندی است که در عین بار مفهومی سنگین و عمق و غنای درون مایه اش "سخت خوان " از کار در نیامده و با لذت و علاقه می شود به دفعات صفحاتش را ورق زد و این داستان شگفت انگیز را از نو خواند و از لذت همنشینی با شخصیت یگانه ای همچون "دلقک" بارها و بارها محظوظ شد . دلقک یا همان هانس اشنیر در کنار اظهار نظرهای به شدت منتقدانه و بی پروایش در قبال تمامی امور و شخصیت کمابیش شورشی اش (از لحاظ ایدئولوژیک البته) مردی است که تمام هم و غم اش این است که "ماری " نازنین اش او را ترک گفته و او به هیچ شکلی نمی تواند با این قضیه کنار بیاید او برای بهتر شدنش به الکل روی می آورد ولی هیچ چیزی نمی تواند او را حتی برای لحظه ای از فکر کردن به عشقش ، "ماری" بازدارد...عقاید یک دلقک بی برو برگرد یکی از عاشقانه ترین داستان های تاریخ ادبیات است ، عاشقانه ای است که مناسب هر کس نیست ، عاشقانه ای است که برای خواندنش باید "اهل " باشید ، باید "خودی " باشید ، کسی که ادبیات با گوشت و خونش عجین نباشد به این سادگی ها نمی تواند با هانس اشنیر افسرده حال ارتباط برقرار کند ... عقاید یک دلقک شاهکاری است ادبی که خواندنش را به تمام دوستان اهل کتاب توصیه می کنم ... نکته ی آخر این که ترجمه ی روان و بسیار زیبای محمد اسماعیل زاده نیز مزید بر علت شده تا لذت مان از خواندن شاهکار آقای "هاینریش بل " دو چندان شود.
بریده ... دیدن ادامه » هایی از کتاب :

" هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت ، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد."

" آیا جدن ماری می خواست که تسوپفنر را در مراسم رسمی و جشن ها همراهی کند و با دستانش لک لباس رسمی تسوپفنر را بشوید ؟ مطمئنن این مسئله ای است که به نظر و عقیده هر آدمی مربوط می شود ، ماری اما این کار شایسته تو نیست . بهتر است که به یک دلقک بی اعتقاد اعتماد کنی که تو را صبح های زود از خواب بیدار می کرد تا به موقع به مراسم دعا در کلیسا برسی ."

" ماری با بی صبری و حالتی شدیدن عصبی پشت میله های جایگاه اعتراف کلیسا برای کشیش درباره عشق ، ازدواج ، مسئولیت و دوست داشتن صحبت می کند . سر انجام کشیش که شکی در اعتقاد و ایمان وی ندارد می پرسد : " دخترم شما چه کمبودی دارید ، چه مسئله ای شما را آزار می دهد ؟ "اما تو توانایی پاسخ دادن به این سوال را نداری . نه تنها از گفتن بلکه حتی از فکر کردن به آنچه من می دانم ناتوان هستی . کمبود تو یک دلقک است ."

" هر روز صبح در هر ایستگاه بزرگ راه آهن هزاران نفر داخل شهر می شوند تا به سر کارهای خود بروند و یا در همین حال هزاران نفر دیگر از شهر خارج می شوند تا به سر کارشان برسند . راستی چرا این دو گروه از مردم محل های کارشان را با یکدیگر عوض نمی کنند ؟ صف های طویل اتومبیل ها و راه بندان های ناشی از آن در ساعت های پر رفت و آمد از روز خود معضلی بزرگ است . اگر این دو دسته از مردم محل کار یا سکونتشان را با یکدیگر عوض کنند می توان از تمام مسائلی چون آلودگی هوا ، درگیری روانی و فعالیت های پلیس های راهنمایی بر سر چهار راه ها اجتناب کرد : آنگاه خیابان ها آن قدر خلوت و ساکت خواهند شد که می توان بر سر تقاطع ها نشست و منچ بازی کرد."

" وقتی با خودم فکر می‌کنم که از دو نسل پیش تا کنون، بخش قابل توجهی از سهام معادن زغال‌سنگ در انحصار خانواده‌ی ما بوده است، دل‌شوره و نگرانی آن‌ها را برای خاک مقدس آلمان درک می‌کنم."

" می‌خواستند با این پلاکاردهای بیش از اندازه احمقانه‌شان باعث افسردگی بیش‌تر بیمارانی شوند که گاه از سر بی‌حوصلگی از ورای پنجره‌ها نگاهی به خیابان و اطراف می‌اندازند. تقریبا ساعت دو نیمه‌ی شب شده بود ... از سمت چپ خیابان سگی آواره ظاهر شد، ابتدا تیر چراغ برق و بعد هم پلاکارد حزب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی را بو کشید؛ بعد از آن که پای پلاکارد حزب دموکرات مسیحی ادرار کرد، به آهستگی راهش را ادامه داد."

" وقتی آدم وعظ‌های شما را گوش می‌دهد، خیال می‌کند که قلبی به بزرگی و پهنای بادبان دکل کشتی دارید، اما شما فقط می‌توانید در سالن انتظار هتل‌ها پرسه بزنید و مردم را فریب بدهید. در حالی که من دارم جان می‌کنم و عرق می‌ریزم تا لقمه نانی دربیاورم، شما با همسر من به گفتگو می‌پردازید و بدون گوش دادن به حرف دل من، او را از راه به در می‌کنید. به این می‌گویند تزویر، ریا، حرکت ناصادقانه.... در کتاب شما حرف از آب زلال است، چرا سعی نمی‌کنید به جای کنیاک تقلبی از این آب به مردم بدهید... ."

"مردم یا متوجه منظور من می شوند یا نمی شوند، من یک مفسر نیستم."

" این واقعیت که منتقدان خود قابل انتقاد هستند چیز زیاد بدی نیست ، عیب آن است که آن ها به برنامه ی خود به دید انتقادی نگاه نمی کنند و خود را عاری از نقص و اشکال می بینند و این خیلی ناخوشایند است."


" عقاید یک دلقک " / هاینریش بل / محمد اسماعیل زاده /نشر چشمه
اگر بخواهیم یکی از تاثیرگذارترین رمان های قرن بیستم را نام ببریم باید به ” عقاید یک دلقک ” اشاره کنیم. این کتاب که در ایران توسط محمد اسماعیل زاده ترجمه شده است، درباره دلقکی به نام هانس شینر است که از پنج سال قبل تا کنون در مجامع مذهبی ظاهر می شود و با سخنان طنز آمیز خود، تماشاگران را سرگرم می کند. او فرزند کارخانه دار معروفی است که ... دیدن ادامه » به ثروت پدر، پشت پا زده و زندگی ساده ای را در پیش گرفته است. این داستان در زمان انتشارش با انتقاد های بسیاری مواجه شد اما با گذشت زمان اهمیتی تاریخی پیدا کرد. هاینریش بُل یکی از کسانی است که آثارش را می توان انعکاسی از تنهایی و پوچی انسان مدرن نامید . ” عقاید یک دلقک ” اثری است که در آن، این بازتاب در اوج خویش با فرم به تعامل رسیده و روانکاوی مشکلات روشنفکر و هنرمند جهان مدرن را به صورت کاملازیرپوستی مورد توجه قرار داده است. بل در این رمان با لحن خطابی خویش، دنیا را هدف می گیرد و در واقع بدین بهانه مخاطب را مورد نقد و خطاب قرار می دهد. کاری که در بسیاری از آثار محتواگرای قرن بیستم شاهد آن هستیم. اما ارجاعات درون متنی داستان به همراه شخصیت پردازی های بسیار قوی باعث می شود این خرده روایت ها در یک فرم کلی جای گرفته و به رشته هایی تارعنکبوت وار تبدیل شوند که جدایی حتی یک سطر بدون آسیب به کلیت اثر غیرممکن باشد.

مطالعه این کتاب را به همه دوستداران کتاب توصیه میکنم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خانم موذن کتاب روایت اول شخص فردی است که دلقک سیرک هستش ، همسرش رو از دست میده و در فراز و نشیبی قرار میگیره و داستان زندگیش رو بسیار زیبا و دلنشین تعریف میکنه
کتاب شخصیت های جالب زیادی داره ، نقدهاش به جامعه فوق العاده و در کل خیلی کتاب زیباییه
متشکر
۰۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیـــــــــــــــــــــح؟
مریم مهرجو این را خواند
محمد ستاری این را دوست دارد
سارا جان"عزیزم توضیح دقیقا در چ مورد ؟
۰۳ فروردين ۱۳۹۴
نظر من تا حالا که 260 ازین کتاب رو خوندم یه کتاب بسیار بسیار عالی که از خوندنش احساس خستگی بهتون دست نمیده و زیبایی و هیجان در این کتاب سیر صعودی داره که هر چه قدر بیشتر جلو میرین داستان جذابتر و جالبتر میشه. نکته جالب توجهی که توی این کتاب وجود داره اینه ... دیدن ادامه » که شما با مطالعه این کتاب به خاطر فضاهای خاصی که نویسنده برای شما به تصویر میکشه بیشتر از اون چیزی که به شما احساس کتاب خوندن دست بده حس دیدن یک فیلم سینمایی رو در شما ایجاد میکنه که کمتر کتابی در این زمره قرار میگیره. و در پایان این کتاب رو توصیه میکنم به کسانی که توی این تابستون برای استفاده مفید از وقتشون دنبال یه کتاب متفاوت و فوق‌العاده میگردن.
۱۰ تير ۱۳۹۴
متشکر جناب سیف
۲۱ تير ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید