:  ۲۸۲۴۵
:  داستان جهان
:  عامه پسند
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   چارلز بوکفسکی
:   چشمه
:  رقعی
:  ۱۴.۱
:  ۲۱.۱
:  نرم
:  ۱۹۸
:  ۱۷۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

این کتاب ماجرایی پلیسی دارد و می‌توان آن را در رده‌ی ادبیات پلیسی قرار داد. با این وجود با سایر رمان‌های پلیسی تفاوت دارد. در آن جنایتی اتفاق نمی‌افتد و برخلاف سایر رمان‌های پلیسی، شخصیت کار‌آگاه در این رمان انسانی زیرک و توانا نیست. بلکه پیرمردی کم‌توان است و فقط به کمک شانس و دیگران موفق می‌شود وظیفه‌ی خود را انجام دهد. شخصیت مالوف آثار «بوکفسکی»- چیناسکی- در این رمان تنها در یک صحنه کوتاه به داستان می‌آید.




خبرهای وابسته

» بوکوفسکی؛ نویسنده‌ای که راوی و شخصیت‌ها را سر کار می‌گذارد » معرفی کتاب؛ عامه‌پسند اثری از چارلز بوکوفسکی » ویکی پدیا: عامه‌پسند » «بوکفسکی» شما را سر کار می گذارد!/ چند نقد بر رمان «عامه پسند» اثر
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
خوب بود.
آتنا تقوی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به سرعت می گندیدم.
کی تو این وضعیت نبود؟
همه مان مسافر این کشتی سوراخ هستیم و دلمان هم خوش است که زنده ایم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روی هم رفته دنیای واقعا وحشتناکی بود و بعضی وقت ها دلم برای تمام آدم هایی که درش زندگی می کردند می سوخت .
روژیتا احمدی و مریم جمالی این را خواندند
حسین توکلی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زمین ، دود ، جنایت ، هوای مسموم ، آب مسموم ، غذای مسموم ، نفرت ، نومیدی . همه چیز . تنها چیز زیبای زمین حیواناتشن که اون ها هم دارن قتل عام می شن . همه شون به زودی نابود می شن ، به جز موش های دست آموز و اسب های مسابقه . خیلی ناراحت کننده ست ، تعجب نداره که تو این قدر مشروب می خوری .
روژیتا احمدی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها ماندن با خود مزخرفم بهتر از بودن با یک نفر دیگر بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جالبی بود ولی بعد از خواندنش بیشتر در مورد اسم کتاب فکر کردم، طبق گفته مترجم اسم اصلی کتاب پالپ به معنی مبتذل یا بازاری می باشد هرچند به بازاری هم کمتر میخورد ولی نکته اینجاست که گفته می شود" سلیقه ایرانی عامه پسندش کرده است. از همین سلیقه یا ملاحظه پالپ را عامه پسند ترجمه کردم". به قول معروف جای بسی تامل دارد
محسن علوی زاده و روژیتا احمدی این را خواندند
محمدرضا نجفیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صبر کردیم و صبر کردیم.همه مان.آیا دکتر نمی دانست یکی از چیزهایی که آدم ها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است ؟
عامه پسند - چارلز بوکفسکی
یوسف نیک نژاد این را خواند
بنیامین اشرفی و محسن علوی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پدرم به من گفته بود برو سراغ جایی که اول بهت پول می‌دهند و بعد امید این که می‌توانی پول را برگردانی.
این یعنی بانکداری و بیمه.
آن چیزی را که واقعی است ازشان بگیر و به‌جایش یک تکه کاغذ تحویل‌شان بده.
پول‌شان ... دیدن ادامه » را خرج کن. باز هم خواهد رسید.
دو چیز محرکِ آن‌هاست: طمع و ترس.
یک چیز محرکِ توست: فرصت.
به نظر نصیحت خوبی می‌رسید. فقط مسئله این بود که پدرم وقتی مُرد کاملاً ورشکسته بود!
(چارلز بوکوفسکی)
یوسف نیک نژاد این را خواند
سپیده شوهانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

ماجرا در مورد یک کارآگاه خصوصی هست که همزمان درگیر چندتا پرونده می شه یکی مرد ثروت مندی که به همسرش مشکوکه دیگری مردی که یک خانم فضایی مزاحمش شده سومی مردی که دنبال یک گنجشک قرمز می گرده و چهارمی خانم مرگ که می خواد مطمئن باشه سلین کشته شده .... یک جور داستان فانتزی با تقلیدی جالب از داستان های عامه پسند که با سبکی دقیقا شبیه براتیگان نوشته شده ظاهرا هر دو از نویسنده های جنبش بیت هستند .
تقریبا خوب بود اگه نوشته های براتیگان را دوست دارید این کتاب هم به دلتون می شینه فانتزی و در عین حال غم جالبی توش داره ولی در مجموع این سبک اون قدر هم از مورد علاقه های من نیست که شدید شیفته ام کنه فقط خوشم می یاد همین .
بوکفسکی ... دیدن ادامه » از نویسنده های آمریکایی هست که البته مادرش آلمانی بوده و خودشم متولد آلمان هست . این کتاب آخرین رمان بوکفسکی هست و می گن شاید یه جورایی پیش بینی مرگش هم باشه .
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بوکفسکیه دیگه...تکلیف آدم باهاش معلوم نیست

یهو سر بلند میکنی و می بینی ساعت هاست داری با لذت کتابش رو ورق میزنی ولی از طرفی از خودت می پرسی این همه وقته نشستم دارم چی میخونم دقیقن؟ فقط بوکفسکی می تونه پوچی و بی معنایی زندگی آدم امروزی رو با نوشته ای پوچ تر اما جذاب جلو چشممون بیاره. حتی اگه دستاوردش فقط و فقط یه "ارزو" باشه، آرزوی ... دیدن ادامه » این که ای کاش من این طور زنده گی نکنم باز هم عامه پسند ارزش خوندن داره..نوع نگاهش به اطراف و طرز تفکرش و طنز بی همتاش برای همیشه بر خاطرم نشست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تصمیم گرفتم تا ظهر توی رخت‌خواب بمانم. شاید تا آن موقع نصف آدم‌های دنیا بمیرند و مجبور باشم فقط نصف دیگرشان را تحمل کنم.

عامه پسند - چارلز بوکفسکی
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﻨﻤﺎ را ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ، ﭘﻮﺳﺖ ﻣﺎﺗﺤﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﭼﺴﺒﺎﻧﻨﺪ. ﭘﻮﺳﺖ ﻣﺎﺗﺤﺖ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﭼﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ. ﻫﻤﻪ ﺷﺎﻥ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮﯼ ﺻﻮﺭﺕ ﻭ ﻣﺎﺗﺤﺘﺸﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.

ﻋﺎﻣﻪ ﭘﺴﻨﺪ / ﭼﺎﺭﻟﺰ ﺑﻮﮐﻔﺴﮑﯽ
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اغلب بهترین قسمت های زندگی اوقاتی بوده اند که هیچ کار نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کردی.
منظورم این است که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست, بعد به این نتیجه میرسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد ,
چون تو می دانی که بی معناست و همین آگاهیِ تو از بی معنا بودن تقریبا معنایی به آن میدهد.
میدانی منظورم چیست؟ بدبینیِ خوش بینانه.
یوسف نیک نژاد این را خواند
فاطمه نوروزی ، محمدعلی کاظمی و سبحان معصومی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در جایی از کتاب می خوانیم:
تلویزیون را روشن نکردم. به این نتیجه رسیده ام که وقتی حال آدم بد است این حرام زاده فقط حال آدم را بدتر می کند. یک مشت چهره ی خالی از روح که پشت سر هم می آیند و می روند و تمامی هم ندارند. احمق پشت احمق، احمق هایی که بعضا مشهور هم هستند.

و ... دیدن ادامه » در جایی دیگر:
رفتم طرف قفس و قناری قرمز را تماشا کردم. یک مقدار از رنگش رفته بود و رنگ زرد واقعی اش داشت پیدا می شد. پرنده قشنگی بود. نگاهم کرد و من هم نگاهش کردم. بعد یک صدای ظریف پرنده وار از خودش در آورد. جیک! همان صدا احساس خوبی بهم داد. خیلی راحت خوشحال می شدم. مشکل من تمام دنیا بود.
امروز شهر کتاب مرکزی بودم. روبروی قفسه داستان جهان بودم دیدم صدای آشنایی صحبت کردن کسی می آید. اول گفتم خب لابد یک نفر است که صدای رسایی دارد. کمی گذشت دیدم عجبا! دکتر الهی قمشه ای است. عده ای استاد استاد کنان به سمتش میرفتند کمی با او باب صحبت را باز میکردند و یا درخواست عکس انداختن با این سخنران مشهور کوچک اندام را میکردند و او با خوش ... دیدن ادامه » اخلاقی قبول میکرد. من عامه پسند بوکوفسکی را در دست گرفته بودم بالا پایین میکردم بخرمش یا نه. دیدم روی جلدش خش افتاده، جلد دیگری هم توی قفسه نبود؛ منصرف شدم. جلوی stand کتابهای تازه ایستاده بودم، دست بردم طرف "یاداشتهای پیک ویک" دیکنز، که او هم نگاهی به کتاب دست من انداخت و رد شد. من مثل همیشه که یک فرد مشهور میبینم برخلاف دیگر مردمان سرم را پایین انداختم و کتاب را نگاه میکردم. از در شهر کتاب که خارج شدم دیدمش روی همان مبل شل و ول کوتاه کنار قفسه داستان جهان نشسته و با کت شلوار سرمه ایش دارد کتابی را مطالعه میکند. نمیدانم چرا الان که دارم فکر میکنم میبینم شباهت کمی به عکس ژوزه ساراماگو روی جلد کتاب "نوت بوکش" دارد. دست خالی از شهر کتاب برگشتم اما دیدار یک فرد آشنا که پدرم عاشق سخنرانی هایش است دلچسب بود.
"یک جایی می رسد که آدم دست به خودکشـــی می زند،
نــه اینــکه یک تــیغ بردارد رگــش را بزنـــد...نــه!
قیـــد احساسش را مـــی زنـد."

عامه ... دیدن ادامه » پسند - چارلز بوکوفسکی - ترجمه پیمان خاکسار
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"همیشه یک نفر هست که روز آدم را خراب کند . البته اگر به قصد نابودی کل زندگی ات نیامده باشد!"

عامه پسند - چارلز بوکفسکی
من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم . یا یک چیز دیگر . ولی دست‌هایم چه کار کرده اند ؟ یک جایم را خارانده‌اند ، چک نوشته‌اند ، بند کفش بسته‌اند ، سیفون کشیده‌اند و غیره .دست‌هایم را حرام کرده‌ام .
همین‌طور ذهنم را...!

عامه‌پسند | چارلز بوکوفسکی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید