:  ۲۷۷۹۰
:  داستان جهان
:  قلعه حیوانات
:  داستان های انگلیسی قرن 20
   جورج اورول
   امیر امیر شاهی
:   جامی
:  رقعی
:  ۱۳۹۴
:  ۱۵
:  ۱۴
:  ۲۱.۴
:  نرم
:  ۱۵۸
:  ۷۰,۰۰۰ ریال


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
برای یک بار در زندگی، بنجامین حاضر شد که از قانونش عدول کند. با صدای بلند چیزی را که بر دیوار نوشته شده بود، خواند. بر دیوار دیگر چیزی جز یک فرمان نبود:

" همه حیوانات برابرند اما بعضی برابرترند "
روزبه جعفری این را خواند
مژگان خراسانیان و parisa zendebudi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مزرعه حیوانات,کتابی که همه باید بخوانند
حیواناتی که همان انسان ها هستند و هرروز فریب میخورند.
حیواناتی که بر اساس امارها هرروز زندگی شان بهتر می شود ولی تغییری نمیبینند.
حیواناتی ... دیدن ادامه » که هرچه میگذرد بدبخت تر می شوند ولی کاری نمیکنند.
فرشته حسین پور و امیر ناظم زاده این را خواندند
parisa zendebudi و افسانه فرهادی فر این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ آغاز: 18/7/94
آقای جونز مالک مزرعه مانر به اندازه ای مست بود که شب وقتی در مرغدانی را قفل کرد از یاد برد که منفذ بالای آن را هم ببندد.تلوتلوخوران با حلقه نور فانوسش که رقص کنان تاب می خورد سراسر حیاط را پیمود, کفشش را پشت در از پا انداخت و آخرین گیلاس آبجو را از بشکه ی آبدارخانه پر کرد و افتان و خیزان به سمت اتاق خواب که خانم ... دیدن ادامه » جونز در آنجا در حال خروپف بود,رفت.به محض خاموش شدن چراغ اتاق خواب,جنب و جوشی در مزرعه افتاد.
Emile آژار این را خواند
سهیل میراحمد و سعید زمانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
...
دوازده صدای خشمناک یکسان بلند بود. دیگر این که چه چیز در قیافه خوک ها تغییر کرده، مطرح نبود. حیوانات خارج، از خوک به آدم از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه کردند، ولی دیگر امکان نداشت که یکی را از دیگری تمیز دهند.


قلعه ... دیدن ادامه » حیوانات/ جورج اورل/ ص 128
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تطبیق واقعیت با مزرعه حیوانات :


داستان ... دیدن ادامه » مزرعه حیوانات ، برداشتی دقیق از اوضاع روسیه در ابتدای قرن بیستم است . روسیه با شرکتش در جنگ جهانی اول ، تلفات زیادی داشت و منابع بسیاری را از دست داده بود.در این بازه ، 2 قطب فکری در روسیه وجود داشتند : یکی مارکسیست و دیگری دموکراتیک مشروطه .

با به وقوع پیوستن اعتراضات دانشجویی و نا آرامی ها در جامعه ، فرصتی برای مارکسیست ها پیش آمد و توانستند بر مسند قدرت بنشینند . لنین و پیروانش با الهام از نوشته های فیلسوف آلمانی کارل مارکس، طرفدار تشکیل نظام سوسیالیستی - کمونیستی بودند که ترویج دهنده برابری و حذف طبقات اجتماعی بود. لنین بعد از سر کار آمدن شعار « نان ، زمین ، صلح »را مطرح ساخت که مورد توجه اکثریت مردم روسیه قرار گرفت.

درسال 1918 مورد سوء قصدی قرار گرفت و بعد از او ، تروتسکی و استالین که هر دو از یاران نزدیک او بودند و در عین حال اختلافات فکری بسیاری هم داشتند ، رهبری حزب را برعهده گرفتند .

استالین بعد از رسیدن به قدرت سریعا تغییر رویه داد و به کمک چکا « پلیس مخفی روسیه» که خود موسس آن بود تک تک مخالفش را از سر راه برداشت و در نهایت هم با هیتلر هم پیمان شد .

حالا می توان به سادگی شخصیت ها و وقایع روسیه در این بازه زمانی را ، با مزرعه حیوانات منطبق کرد :

مزرعه مانور : کشور روسیه در آستانه قرن بیستم

آقای جونز : تزار ( پادشاه روسیه که قدرت مطلق کشور بود . )

رابطه انسان ها و مزرعه حیوانات : بیانگر اختلاف طبقاتی حاکم بر جامعه است .

میجر : لنین و مارکس و سایر سایر نظریه پردازان جنبش کمونیستی .

باکسر (اسب پیر و صبور ) : طبقه کارگر

موزر کلاغ : نمادی است از طبقه روحانی که با آقای جونز (تزار) همدست بوده است .

گوسفندان : نمادی هستند از انسان های احمقی که بدون فکر ٬ سخنان رهبر خود را قبول می کنند و معمولا توده جامعه را تشکیل می دهند .

خوک ها : سوسیال دموکرات که پیروان کارل مارکس بودند .

اسنوبال : تروتسکی

ناپلئون :استالین

چهارپاها خوب ، دوپاها بد : شعاری مشابه « نان ، زمین ، صلح »

فرستادن کبوترها به مزارع اطراف : عملی مشابه رفتار لنین برای گسترش انقلابشان در سایر کشور ها .

نُه سگ وحشی : چکا « پلیس مخفی روسیه» که استالین آن را تاسیس کرد .

کشتن سه خوک : کشتن افراد بلند مرتبه ای از حزب همچون « سرگی کیروف ، زینوویف و کامنف » توسط استالین

تجارت با انسان ها : پیوند با هیتلر

پرچم سبز با نقش سم و شاخ (پرچم قلعه حیوانات) : پرچم سرخ با نقش داس و چکش (پرچم شوروی )
"- سکوئیلر فریاد کشید: فتح و پیروزی را جشن گرفته ایم.
- باکسر که از زانوانش خون می چکید و یکی از نعل هایش افتاده بود و سمش چاک برداشته و دوازده ساچمه در پای عقبش فرو رفته بود، گفت: چه فتحی؟
- چطور؟ چه فتحی،رفیق؟ مگر نه این است که ما دشمن را از خاک مقدس قلعه ی حیوانات رانده ایم؟
- ... دیدن ادامه » ولی آسیاب بادی ما را ویران کردند. دو سال تمام روی آن کار کرده بودیم.
- چه اهمیتی دارد؟ آسیاب دیگری می سازیم. اگر دلمان بخواهد شش تا آسیاب هم می توانیم بسازیم. رفیق تو نمی توانی عظمت کاری را که کرده ایم درک کنی. همین زمینی که ما الان روی آن ایستاده ایم در تصرف دشمن بود و اکنون در پرتو رهبری رفیق ناپلئون هر وجب آن را پس گرفته ایم.
باکسر گفت: پس ما چیزی را که قبلاً داشته ایم،پس گرفته ایم.
سکوئیلر گفت: بله معنای فتح هم همین است."

قلعه حیوانات - جورج اورول
این کتاب یک داستان اجتماعی و سیاسیه در باره ی یک مزرعه که خوکها و بقیه ی حیوانات به کمک هم انقلاب میکنند و با بیرون کردن مزرعه دار یک حکومت جدید بر پا میکنند شخصیتهای داستان فانتزی هستند و چندین انیمیشن و فیلم هم درباره ی این کتاب ساخته شده است . “مزرعه حیوانات” در شکل یک داستان بسیار سرگرم کننده درباره حیوانات است و داستان انقلابی ... دیدن ادامه » است که دچار اشتباه می شود و بر اساس نگاهی به انقلاب روسیه و استفاده “ژوزف استالین” از قدرت نوشته شده است. پیام کلی این است که تمایل انسان برای قدرت, ایجاد یک جامعه بدون طبقه اجتماعی را غیر ممکن می کند. هر کدام از حیوانات در داستان یک تصویر کلی یا نوع خاصی از فرد را در زندگی واقعی نشان می دهند. خوک هایی که می توانند بخوانند و بنویسند و سایر حیوانات را رهبری و سازمان دهی کنند رهبران بلشویک هستند, ناپلئون استالین است و اسنوبال تروتسکی. طبقه کارگر توسط اسب پیر و صبوری به نام باکسر نشان داده می شود. این داستان توصیف می کند که چگونه ایده آل ها به تدریج ناپدید می شوند…
قاریاقدی یُلمه این را خواند
parisa zendebudi این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ حیوانی در انگلستان مزه سعادت و فراغت را از یک سالگی به بالا نچشیده است. هیچ حیوانی در انگلستان آزاد نیست. زندگی یک حیوان فقر و بردگی است. این حقیقتی است غیر قابل انکار آیا چنین وضعی در واقع لازمه نظام طبیعت است؟.....

.....برای یک بار در زندگی بنجامین حاضر شد که از قانونش عدول کند. با صدای بلند چیزی را که بر دیوار نوشته بود خواند. بر دیوار دیگر چیزی جز یک فرمان نبود : "همه حیوانات برابرند اما بعضی برابرترند"

قلعه ... دیدن ادامه » حیوانات | جورج اورول
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید