:  ۱۲۹۴۷۱
:  داستان جهان
:  دختری با کت آبی
:  داستان های آمریکایی قرن 21
   مونیکا هسی
   حمید هاشمی
:   میلکان
:  رقعي
:  ۱۳۹۶
:  ۱
:  ۱۴.۴
:  ۲۱.۴
:  نرم
:  ۲۵۶
:  ۲۴۰,۰۰۰ ریال


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
غم و غصه‌ی من این‌طوریه. مثل یه اتاق خیلی به‌هم‎ریخته که برقش رفته. تاریکی‌ش به‌خاطر ماتمیه که برای باس گرفتم. اولین چیز بدی که تو این خونه‌س همینه. به‌محض این‌که وارد خونه می‎شی، اولین چیزی‎که می‎بینی همینه که رو همه‌چی سایه می‎ندازه، ولی اگه بشه چراغو روشن کنی می‎بینی خیلی چیزها تو اتاق هست که درست نیست یا سرجاش نیست. ظرف‎ها ... دیدن ادامه » کثیفه، روشویی پُرِ کپکه، فرش‎ها کجه.
فرش کج‎ام الزبته. اتاق به‌هم‎ریخته‌م الزبته. اگه این‌‌قدر احساساتم تو تاریکی نپیچیده بود، غصه‌ی الزبت رو هم حس می‎کردم.
چون الزبت نمُرده، الزبت بیست دقیقه اون‌طرف‌تر با یه سرباز آلمانی زندگی می‎کنه. می‎گه دوسش داره، شاید هم واقعاً داره. یه بار دیدمش، اسمش رولفه. خوش‌تیپ و قدبلند بود و لبخند دوستانه‌ای داشت. حرف‌های درستی هم می‎زد و می‎گفت برای یکی از مقامات بالای اداره‌ی گشت کار می‎کنه و من اگه چیزی می‎خوام می‎تونم بهش بگم، چون دوستای الزبت دوستای اونم هستن. باهاش دست دادم و همون لحظه می‎خواستم بالا بیارم.
سیدامین قریشی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید