:  ۱۲۲۶۵۶
:  داستان جهان
:  سیزده دلیل برای این که
:  داستان های آمریکایی قرن 21
   جی اشر
   فرمهر امیردوست
:   میلکان
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۱
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۲۲۴
:  ۲۰۰,۰۰۰ ریال


 

کتابی که پس از خواندن رهایتان نمیکند.

 

«کتاب سیزده دلیل برای این که...»

اثر جی اشر  ، نویسنده آمریکایی می باشد که در سال 2007 منتشر شد و پس از گذشت چند سال توانست در فهرست پر فروش ترین کتاب های نیویورک تایمز قرار بگیرد. این کتاب توانسته است با فروش 8 میلیون نسخه رکورد مناسبی را از خود جای بگذارد و به بیش از 40 زبان زنده دنیا ترجمه گردد.

 

براساس این رمان، سریالی به همین نام توسط کمپانی نت‌فلیکس نیز ساخته شده است. که فصل اول ان در 13 قسمت پخش شده.

 

محور داستان خودکشی یک دختر دبیرستانی است. او پیش از مرگش در تعدادی نوار کاست، درباره خودش و تصمیمش صحبت می‌کند و سپس آنها را پست کرده است. در این میان چند نفر از جمله یکی از همکلاسی‌ هایش این بسته را دریافت می‌کنند.

 

“کلی جنسن” دختری خجالتی است ، هنگامی که او از دبیرستان به منزل باز می گردد متوجه می شود که در صندوق پستی خود بسته ای دریافت کرده است. زمانی که بسته را باز می کند متوجه می شود که بسته شامل 7 نوار کاست است که توسط “هانا بیکر” از همکلاسی های او پر شده است کسی که چندی قبل خودکشی کرده است. هر کاست حاوی مطالبی است که مشخص می کند چرا او دست به همچین کاری زده است و نکته قابل توجه در خصوص این بسته این است که پیش از آن که به دست “کلی” برسد توسط افراد دیگری نیز بازدید شده است…

 

 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
به نقل از ایبنا به نقل از هافینگتن پست هفت دانش آموز پس از خواندن این کتاب خودکشی کرده اند.
هافینگتن پست میگوید در این کتاب خودکشی چیز خوبی نشان داده میشود!
yon.ir/JhY9R
روژیتا احمدی و یوسف نیک نژاد این را خواندند
علی زمانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین راه صدمه ندیدن اینه که چیزی احساس نکنی.
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اون‌جا، تو دفتر، وقتی فهمیدم هیچ‌کی نمی‌دونه زندگی من چه شکلیه، فهمیدم افکارم نسبت به دنیا کاملاً اشتباهه.
مثل راننده‌ای که تو جاده‌ی پر‎دست‌انداز رانندگی می‌کنه و کنترل فرمون رو از دست می‌ده و شما رو از جاده بیرون می‌ندازه. چرخ‌ها خاک بلند می‌کنن، ولی بعد موفق می‌شین ماشین رو به جاده برگردونین؛ ولی هر قدر هم که دو دستی فرمون ... دیدن ادامه » رو بگیرین، هر قدر هم که مستقیم برونین، باز هم یه چیزی راه‌تون رو کج می‌کنه و به گوشه می‌کشه. دیگه کنترل هیچی دست‌تون نیست. و یه وقتی می‌رسه که تلاش‌کردن هم فایده‌ای نداره ـ خسته کننده‌س ـ و به این فکر می‌کنین که همه‌چی رو رها کنین. بذارین تراژدی... یا هر چیزی که شما بگین... اتفاق بیفته.
روژیتا احمدی و یوسف نیک نژاد این را خواندند
فرشته حسین پور و رباب شجاعی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید