:  ۱۶۸۲۵
:  داستان جهان
:  دنیای قشنگ نو
:  داستان های انگلیسی قرن 20
:   نیلوفر
:  رقعی
:  ۱۳۹۴
:  ۷
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۲۹۵
:  ۱۹۵,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:


«دنیای قشنگ نو» نمایان ‏ترین اثر هاکسلی است. بعضی از منتقدان طنز این کتاب را بیش از حد تلخ و تند می ‏دانند. پرخاش توفنده‏ ای که هاکسلی به صنعت ‏گرایی دیوانه ‏وار انسان امروز می‏ کند، در عین حال هم امید او را به بشر و هم نومیدی او را از بشر نشان می ‏دهد. به یک اعتبار در تحلیل آخر، این کتاب را باید خوشبینانه دانست زیرا با وجود تهدید همه جانبه ‏ای که حیات بشر را احاطه کرده است، هاکسلی به بقای او اعتقاد دارد. از طرف دیگر شاید بتوان گفت که هاکسلی «امروز» را هجو می ‏کند نه آینده را. ناکجاآباد فردای او همین خراب‏ آباد امروز ماست. «دنیای قشنگ نو» از اعقاب جمهوریت افلاطون است و به گفتۀ یکی از ناقدان، هاکسلی اتوپیا را از آن جهت علم می‏ کند که دیگر هرگز علم نشود. آخرین سخنش این است که امکان زیستن هست ولی این‏ گونه زیستن زندگانی نیست.
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
تمدن مطلقا احتیاجی به شرافت و شجاعت ندارد. این چیزها نشانه های ضعف سیاسی است. در یک اجتماع سازمان یافته مثل اجتماع ما، هیچ کس مجال شرافت و شجاعت به خرج دادن ندارد. به محض اینکه این مجال درست بدهد اوضاع به کلی به هم می خورد در جایی که جنگ وجود دارد، در جایی که دو دستگی هست، در جایی که مقاومت در برابر وسوسه های نفس در کار است، و مسائل عشقی ... دیدن ادامه » وجود دارد که به خاطر آنها جنگ و ستیز صورت بگیرد یا از آنها دفاع بشود - در چنین جایی بدیهی است که شرافت و شجاعت معنایی دارد. اما امروزه روز جنگ و ستیزی در کار نیست. نهایت مراقبت به عمل می آید تا از دوست داشتن بیش از حد جلوگیری بشود. دیگر چیزی به اسم دو دستگی وجود ندارد؛ آدم را طوری شرطی می کنند که از انجام کارهایی که باید بکند چاره ای ندارد. و آنچه باید یکند رویهمرفته آنقدر ملایم طبع است، و به خیلی از محرکات طبیعی آنقدر آزادی عمل داده شده، که دیگر واقعا وسوسه ای در کار نیست تا در برابرش مقاومت بشود.
میرعلی توکلی لاهیجانی این را خواند
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی و تاثیر گزار و عالی در نقد دنیای متجدد.
تکان دهنده ترین جای رمان آنجاست که خواننده با دنیای انسانهای وحشی که انسانهای واقعی و سنتی هستند مواجه می شود.
در یک جمله، زیبا، غمگین و تکان دهنده...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"ﺳﻌﯽ ﻛﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺸﻨﺎﺳﯽ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﺸﻮﯼ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﻮ . ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﻦ
ﺣﺎﻻ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ, ﻫﺮﮔﺰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺷﻨﺎﺧﺖ !"

ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﻮ - ﺁﻟﺪﻭﺱ ﻫﺎﮐﺴﻠﯽ
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی توانیم سر دشمنانمان دراوریم بکشد...!

... چرخ‌ها باید بی‌وقفه بگردند. اما بدون مواظبت نمی‌توانند بچرخند. این، انسان‌ها هستند که باید آن‌ها را بگردانند، انسان‌هایی که مثل چرخ روی محورش ثابت باشند، آدم‌های معتدل، آدم‌های مطیع و در خرسندی استوار...!

... ... دیدن ادامه » آن‌هایی که خود را تحقیرشده حس می‌کنند به‌همان اندازه می‌کوشند تا خود را تحقیرکننده بنمایانند...!

... سعی کن این مرد را بهتر بشناسی، قبل از آنکه عاشقش بشوی بیشتر با او آشنا شو. اگر از همین حالا عاشق او شده ای, هرگز او را نخواهی شناخت...!

... تمام هدف های تربیت در این خلاصه می شود : علاقه مند ساختن آدم ها به سرنوشت اجتماعی گریزناپذیرشان...!

... واقعیت این است که زندگی بسیار یکنواخت است. مردم همه مثل هم هستند، یکسان هستند، هر کس به فکر خویش است، به خصوص در مورد امور مادی. در نتیجه کاری باقی نمی‌ماند جز اینکه در خود فرو روی و غرق در رویای خود به زندگی ادامه دهی...!

... «لنینا تو دلت نمی‌خواد آزاد باشی؟»
«منظورت رو نمی‌فهمم. من که آزادم. آزادم در این که بهترین کیف‌ و گذرانها رو بکنم
. امروزه‌ روز همه خوشبختند.»
برنارد خندید: «"امروزه‌روز همه خوشبختند." ما اینو از سن پنج سالگی به خورد بچه‌ها می‌دیم. اما لنینا، دلت نمی‌خواست آزاد بودی که به یه طریق دیگه خوشبخت باشی؟ مثلاً به طریقه‌ خاص خودت، و نه به روش همه افراد دیگه؟»
لنینا تکرار کرد: «منظورت رو نمی‌فهمم.»...!

برگرفته از کتاب "دنیای قشنگ نو" | آلدوس هاکسلی | مترجم: سعید حمدیان
عالیست، عالی.
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
تو این سبک اگر کتابی هست معرفی نمایید؟سپاس فراوان
۱۴ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید