:  ۵۵۱۵۰۸۲۷
:  داستان جهان
:  بیا با جغدها درباره‌ی دیابت تحقیق کنیم
:  داستان طنز
   دیوید سداریس
   پیمان خاکسار
:   چشمه
:  رقعی
:  ۱۳۹۵
:  ۳
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۱۴۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

«بیا با جغدها درباره‌ی دیابت تحقیق کنیم» آخرین اثر «دیوید سداریس» طنزنویس آمریکایی‌ست که سال ۲۰۱۳ منتشر شده. سبک و سیاق نوشته‌های مجموعه تفاوت چندانی با آثار پیشین سداریس ندارد. فقط در این کتاب چند تک‌گویی وجود دارد از زبان آدم‌هایی به شدت عجیب و غریب که با آثار عمدتا اتوبیوگرافیک سداریس فاصله دارند.

این مجموعه کتاب شامل ۲۱ جستار از ۲۷ جستار کتاب اصلی‌ست که با ترجمه‌ی «پیمان خاکسار» منتشر شده است.

نشرچشمه پیش از این کتاب‌های «مادربزرگت رو از این‌جا ببر» و «بالاخره یه روزی قشنگ حرف می‌زنم» را از این نویسنده با ترجمه‌ی همین مترجم منتشر کرده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«نمی‌دانم این زن و شوهرها چطور از عهده‌ی این همه چیز برمی‌آیند، هر شب چند ساعت وقت صرف می‌کنند تا بچه‌هایشان را ببرند به رختخواب و برایشان از روی کتاب، قصه‌ی بچه‌گربه‌های بی‌تربیت و فُک‌های یونیفرم‌پوش بخوانند و بعد اگر بچه دوباره دستور داد دوباره از اول شروع کنند به خواندن. در خانه‌ی ما پدر و مادرمان ما را فقط با دو کلمه می‌گذاشتند توی رختخواب «خفه شو.» این آخرین چیزی بود که قبل از خاموش شدن چراغ‌ها می‌شنیدیم.»


خبرهای وابسته

» بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم منتشر می شود » «بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم» به زودی منتشر می‌شود
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
نقاشی های مان به یخچال یا حتی نزدیک یخچال هم اویزان نمیشد چون والدین مان دقیقا لایق همان چیزی که بودند با انها رفتار میکردند:زباله.
انها توی خانه بچه ها زندگی نمیکردند،ما توی خانه انها بودیم.خوردنمان هم دست خودمان نبود.دوستی دارم که بچه ی هفت ساله اش فقط دوست دارد چیز های سفید بخورد.اگر همچین چیزی میگفتم پدر ومادرم میگفتند((بفرما))،ویک ... دیدن ادامه » کاسه خمیر جلوم میگذاشتندوپشت بندش هم چسب چوب یا گچ.
اصلا سخت گیر نبودند.یا بد زبان.قانون های ان زمان با حالا فرق داشت خصوصا در زمینه تنبیه بدنی.صفحه 20و21جستار بارک الله پسر/دیوید سداریس
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از متن کتاب:
زمستان 1981 اوضاعم کمی بهتر شد، وقتی خواهرم گرچن اسباب کشی کرد به طبقه بالای آپارتمانی که درش زندگی می کردم.چون چند سال ازم کوچکتر بود بهم احترام می گذاشت، حالا نه خیلی، ولی آنقدری بود که احساس نکنم یک زباله تمام عیارم.وقتی خودم را از چشم پدر و مادرم نگاه می کردم یک کرم می دیدم که لای گل و گه به طرف یک قارچ توهم زا می خزد، ولی ... دیدن ادامه » از دید خواهرم اوضاع به این بدی نبود.من از دست رفته نبودم، داشتم برای اتفاق بزرگ بعدی استراحت می کردم.
حسین توکلی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شهرت دیوید سداریس در ایران مدیون ترجمه هایی است که پیمان خاکسار از آثار او ارائه کرده است. مترجمی که حالا به خاطر انتخابهایش چهره شده و با وجود انتقادهایی که بعضا به ترجمه هایش واد می کنند نمی توان منکر مقبولیت آنها شد.

در ایران کمتر اتفاق افتاده مترجمی برای خودش چهره باشد و پرطرفدار، اما خاکسار طرفدارانی دارد که به انتخابهایش اعتماد می کنند، به همین خاطر نویسنده های کمتر شناخته شده و یا حتی ناشناس را به دلیل حسن سلیقه ای که از مترجم سراغ دارند، مورد استقبال قرار می دهند.

در ... دیدن ادامه » ایران اما هر چقدر هم از راه نوشتن مشهور باشی ، جذابیت نامت نمی تواند، صف های طویل جلوی ورودی یک سالن چند هزار نفره درست کند، سالنی که برای ورودبه آن و دیدن نویسنده مورد علاقه ات باید پنجاه تا صد دلار به سُلفی تا شاید شانس آن را داشته باشی که بعد از مراسم کتابخوانی، پس از چند ساعت انتظار، نویسنده امضای کج و کوله اش را بیندازد اول کتاب تا با آن بتوانی پیش سر و همسر پز بدهی که ببینید دیوید کتابی را که خودم خریدم به خودم تقدیم کرده! (نام کوچک نویسنده را می گویی که نشان دهی چقدر با او صمیمی هستی)
خب بدون اینکه انتظار واقعه چنین نادر را برای پیمان خاکسار و یا هر نویسنده و مترجم نامدار ایرانی داشته باشیم، می رویم به سراغ همان سداریس که از عهده چنین کارهایی برمی آید. نویسنده ای می تواند انتظار ورودی پنجاه تا صد دلار داشته باشد که تیراژ کتابهایش به چند میلیون نسخه برسد.دیوید سداریس چنین نویسنده ای ست؛ جالب تر از همه این که این همه شهرت و محبوبیت را به واسطه نوشتن درباره خودش کسب کرده است. این کار واقعا هنر می خواهد، اگر باور ندارید امتحان کنید!

دیوید سداریس در سال ۱۹۵۶ به دنیا آمده و از اواسط دهه نود به این طرف هر از چندی با نوشتن یک کتاب درباره خاطرات زندگی خودش به چنین توفیقی رسیده است. اگر چه زندگی او در زندگی تجربیات گوناگونی را پست سر گذاشته و سیر و سفر نیز زیاد کرده است، اما کسب این موفقیت توسط نویسنده ای که درباره خودش می نویسد، صرفا به خاطر داشتن یک زندگی پر ماجرا نیست که هر چه از اتفاق های آن می نویسد تمام نمی شود، بلکه از آن روست که سداریس می داند چطور از ساده ترین اتفاقهای حال و گذشته( که می تواند در زندگی هر کسی رخ بدهد) حکایتی جذاب بسازد که در عین خنده دار بودن نگاهی منتقدانه نیز به دنیای پیرامون خود دارد. طنز او گاه شکلی تند و بی رحمانه به خود می گیرد و آنجا که معطوف به آدمهای پیرامون او و خانواده اش می شود، تعجب خواننده را برمی انگیزد و از خود می پرسد آیا این اتفاقات واقعا رخ داده است؟ اما اتفاق افتادن یا نیفتادن آنها اهمیتی ندارد بلکه این کیفیت آنهاست که حرف اصلی می زند.

دیوید سداریس روحیه ای طناز دارد که معمولا هنگام حرف زدن نیز به روشنی قابل مشاهده است، او برنامه رادیویی موفقی هم دارد. بنابراین طنز در مورد سداریس تنها محدود به نوشته های او نیست. زبان آثارش ساده و خودمانی اند و به شیوه اول شخص روایت می شوند، همین ویژگی باعث می شود که خواننده خود را در متن اتفاقهای بامزه‌ای ببیند که سداریس روایت می کند.

نوشته های او با رویکردی انتقادی نوشته شده اند، نگاه منتقدانه او به دنیای پیرامونش از ساده ترین اتفاقات روزمره تا جدی ترین مسائل سیاسی اجتماعی را شامل می شود. تفاوت فرهنگ ها یکی از موضوعات مورد علاقه سداریس است که معمولا در آثارش با نگاهی سرشار از تعجب خود نمایی می کنند، بنابراین این ایده برای خوانندگان امریکایی که در کشوری پر از فرهنگ های مختلف زندگی می کنند بسیار جذاب است.

اگر چه در داستانهایش گاه رگه هایی از نزدیکی با آثار آلیس مونرو از یک سو و داستانهای وودی آلن از سوی دیگر دیده می شود، اما سداریس به معنای متعارف داستان نویس نیست، او طنز نویسی است صاحب سبک که از زبانی روایی برای ایده های خود استفاده می کند. «بیا با جغدها درباره‌ی دیابت تحقیق کنیم» تازه ترین کاری است که از این نویسنده به فارسی ترجمه شده و به همت نشر چرخ وابسته به نشر چشمه،در مجموعه جهان تازه دم (که به انتشار آثار طنز آمیز اختصاص دارد)، منتشر شده است. (۱)

«بیا با جغدها درباره‌ی دیابت تحقیق کنیم» در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است. این کتاب در اصل از بیست و هفت جستار یا داستان تشکیل می شود که در مترجم بیست و یک جستار از آن را به فارسی برگردانده است، ، دلیل کنار گذاشتن این داستانها نیز احتمالا چیزی جز تفاوت های فرهنگی و طنز تند و تیز سداریس نیست که داستانها را دچار ممیزی های اساسی می ساخته چنانکه مترجم ترجیح داده از آوردن آنها در این کتاب صرف نظر کند.

سداریس چندی است که در اروپا زندگی می کند، (او مدتی را هم در فرانسه زندگی کرده)، تجربه زندگی در انگلستان و تفاوت های فرهنگی میان آمریکا و اروپا از مایه هایی است که در کتاب حاضر با همان نگاه طناز و تعجبی که خاص سداریس است در این کتاب انعکاس جالب توجهی داشته است. پیمان خاکسار همچون دو کتاب قبلی ترجمه وبی از این داستانها ارائه کرده تا لحن طناز و نگاه انتقادی سداریس در برگردانبه فارسی از دست نرفته و جذابیت خود را حفظ کند. خواندن آثار سداریس، می تواند تجربه از یاد رفته لذت مطالعه را برای آنها که از کتاب خواندن فاصله گرفته اند، زنده کند.

پی نوشت:
۱- پیش از این دو کتاب بالأخره یه روزی قشنگ حرف می‌زنم، مادر بزرگتو از این جا ببر! با ترجمه خاکسار و وقتی شعله ها شما را دربر می گیرند با ترجمه نادر قبله ای به فارسی منتشر شده است.

http://www.alef.ir/book
فرشته حسین پور این را خواند
فرزانه افتخاری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید