:  ۱۱۹۸۱
:  داستان جهان
:  تنهایی پرهیاهو
:  داستان های چک قرن20
   بهومیل هارابال
   پرویز دوائی
:   پارس کتاب
:  رقعی
:  ۱۳۹۱
:  ۱۰
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۱۰۶
:  ۱۲۰,۰۰۰ ریال


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سی و‌ پنج سال است که مداوم دکمه سبز و قرمز دستگاه پرس هیدرولیکم را می فشارم و همزمان سی و پنج سال است که مداوم نوشیدنی می خورم، نه این که از آن لذت ببرم، نه، از آدم‌های می خواره نفرت دارم، می نوشم تا بهتر فکر کنم، تا به قلب آن‌چه می خوانم بروم، چون برای سرگرمی یا تلف کردن وقت یا خوابیدن، مطالعه نمی‌کنم.
انسانی که عاقبت در میان کاغذها و کتابها، بستر جمع و جوری برای خود ترتیب می دهد زیرا هنوز ته مانده ای از غرور برایش باقی مانده است و به گذشته باشکوه فرهنگی جامعه اش با افتخار نگاه می کند و آن را با پوچی و بی هویتی نسل حاضر که زاییده یک روند هدفدار بلند مدت تعریف شده است، مقایسه می‌کند و راه خویش را برمی گزیند و تن به تهی شدن و تهی کردن ... دیدن ادامه » خود و دیگران نمی دهد.
خواننده محترم، توصیه می کنم که مقدمات کتاب را در آغاز مطالعه نفرمایید و از ابتدای داستان شروع کنید چون مترجم عالیقدر مقدمات غیرضروری ای ذکر کرده که شاید موجب خستگی شود در صورتی که داستان اصلی بسیار جذاب است.

ضمنا ترجمه آقای پرویز دوائی بسیار عالی است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

چون وقتی من چیزی را میخوانم در واقع نمیخوانم ؛جمله ای زیبا را به دهان می اندازم و مثل آب نبات می مکم ، یا مثل لیکوری می نوشم تاانکه اندیشه ، مثل الکل ، دروجود من حل شود تا در دلم نفوذ کند و در رگهایم جاری شود و به ریشه ی هر گلبول خونی برسد .


تنهایی ... دیدن ادامه » پرهیاهو
بهومیل هرابال
ترجمه پرویز دوایی
یوسف نیک نژاد این را خواند
علیرضا اعرابی ، امین طباطبایی و روژیتا احمدی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

سی و پنج سال ست که در کار کاغذ باطله هستم و این "قصه ی عاشقانه " من است .
سی و پنج سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر میکنم و خود را چنان با کلمات عجین کرده ام که دیگر به هیئت دانشنامه هایی در آمده ام که طی این سالها سه تُنی از آنهارا خمیر کرده ام . سبویی هستم پراز آب زندگانی و مُردگانی ، که کافی است کمی به یک سو خم شوم تا از من سیل افکار زیبا جاری شود .
آموزشم ... دیدن ادامه » چنان ناخوادگاه صورت گرفته که نمیدانم کدام فکری از خودم است و کدام از کتابهایم ناشی شده .اما فقط به این صورت است که توانسته ام هماهنگی ام را باخود و جهان اطرافم حفظ کنم .

تنهایی پرهیاهو
بهومیل هرابال
ترجمه پرویز دوایی

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود بر تمام خوانندگان این کتاب واقعا زیبا و البته نچندان معرف که البته ملاک بربزرگی معروفیت نیست
بنده در حد نقد ادبی اثر خودم رو نمیدونم چون واقعا دانشش رو ندارم اما هرچند گذرا و اندک و در حد یارای ذهنی نکاتی رو که امیددارم دریچه ای برای نگرش تازه به اثر باشه رو بیان میکنم
اول از هرچیز هارابال یک حقوقدان و کسی بود که ادبیات خونده بود و در لابلاش فلسفه و تاریخ هنرکه ما بازتابش رو در اثر داریم
اثر ... دیدن ادامه » پیوند عمیق و بدون شکی با اثار و اندیشه در درجه اول ژان پل سارتر و بعد کامو داره که خدمت دوستان در ادامه عرض میکنم
به واکاوی جمله به جمله نمیپردازم چون چندی پیش کتاب رو خوندم پس کلی بیان میکنم
ما مدام در داستان از تکرار 35سال کار کوپیدن کاغذ باطله برخورد میکنیم وکارگری که بدون تعطیلی در کار خودش چنان امیخته که میل جداشتن نداره و حتی در فکر پس انداز برای باز نشستگی هستش که دستگاه رو بخره و به خونه و در باغچه دایی خودش ببره و باز ادامه بده حالا نه به این شدت اما ادامه دار این فکر خرید دستگاه رو دایی هانتا در مغز اون میکاره که خودش کارگر راه اهن بوده و او هم با دوستانش توجه کنید با دوستانش داره از یک جامعه میگه که درگیراین موضوعن حرف میزنه این رو سارتر دربارش گفته که انسانهای هستن که چنان درگیر نقشهای خودشون در زندگی میشن که کل زندگی رو رها میکنن و دنبال اون نقش میرن و با اون نقش میمیرن و فکر میکنن که واقعا اینها فقط گارسون یا گاوچران یا کارمند یا ....به دنیا اومدن و تغییر برای اونها به نشانه مرکه که همینطور هم در اخر داستان رخ داد و تغییر رو نپذیرفت و دست به خودکشی زد
بریم سراغ کامو
در این رمان از سیزیف نام برده میشه کتابی از کامو که یک نیمه خدا و قهرامان دچار خشن خدایان میشه و تا اخر عمر باید سنگی رو به بالای کوهی ببره و باز سنگ به پایین میفته و باز باید تکرار بشه و این نماد تکرار بیهودگی و پوچی در زندگی بوده که باز مدام از کوبیدن 35سال کاغذ باطله میگه
یک نبرد مدرنیته و سنتگرایانه هم در جریانه که با اومدن ماشین جدید و....به اون اشاره میکنه
به چهار تابلو اشاره میشه در رومان که درست حضور ذهن ندارم اما از پیکاسو ومانه و دو تن دیگه بود که این برمیگرده به دانش هارابال به تاریخ هنر تمام نقاشان نام برده شده دارای نواوری در سبک هستن و موضوع تابلوها دوتاش درباره جنگ هستش و اشرافی گری که داره مخالفتش رو با بیان اون به گوش خواننده و محقق میرسونه و....
وهزاران هزار حرف نگفته دیگه در در اون و لایهای عمیقش پنهانه
برداشت شخصی بنده بود و قابل نقد و مخالفت
لطفا از تمام خوانندگان هر اثر ادبی میخوام حتی در حد یک جمله هم که شده نقد و برداشت خودشون رو از هر کتاب بیان کنند و در اخر هم باید بگم که حتی کتابهای علمی هم دارای لایهای پنهان هستن پس نقد یادتون نره
سعیده شفیعی و بیژن امامی‌پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عمل خلاف بی مجازات نمی ماند و تجاوز های ما مدام روحمان را می آزارد.
حمید احمدی این را خواند
میرعلی توکلی لاهیجانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ آغاز:5/12/94
سی و پنج سال است که در کار کاغذ باطله هستم و این قصه عاشقانه من است.سی و پنج سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر می کنم و خود را چنان با کلمات عجین کرده ام که دیگر به هیئت دانش نامه هایی در آمده ام که طی این سال ها سه تنی از آنها را خمیر کرده ام.سبویی هستم پر از آب زندگانی و مردگانی که کافی است کمی به یک سو خم شوم ... دیدن ادامه » تا از من سیل افکار زیبا جاری شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی در باشکوه ترین شکلش فقط میان خون های فاسد و گندیده میگذرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان شریف در نفس خود شریف نست همانطور که یک قاتلهم همینطور.
کاملا درسته
۰۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در جلیله رسم داشتند که کمربندی راه راه به کمر ببندند که بدنشان را به دو قسمت تقسیم کننند و قسمت زیباتر و قابل قبول ، یعنی قلب و ریه ها و کبد و سر از قسمت دیگر بدن ، یعنی احشاء و عضو جنسی که بی اهمیت و صرفا تحمل پذیر بود تفکیک سازد...

... بدن انسان چه شباهتی به ساعت شنی دارد. آن چه بالاست در زیر است و آن چه در زیر، بالاست...!

تنهایی ... دیدن ادامه » پرهیاهو | بهومیل هرابال
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند ترکتان نخواهند کرد، آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت...!

برگرفته از کتاب "تنهایی پرهیاهو"| بهومیل هرابال | مترجم: پرویز دوائی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
_ نه اسمان عاطفه دارد و نه انسان خرد مند . ( ص ۳ )

جمله ای که اوایل کتاب مطرح می شود ولی انگار طرح و هسته ی تمامی داستان را در بر گرفته باشد ! جمله ای که از زبان یک کارگر مطرح می شود. کارگری که سی و پنج سال است به درست کردن عدل های کاغذ باطله پرداخته است و در خلال این کار به طور ناخواسته دانشی گران به دست اورده. دانشی که از خواندن کتاب های بزرگ و ارزشمندی که به کارگاهش می اوردند پدید آمده .

کارگری ... دیدن ادامه » که به تعبیر خودش کتاب ها را نمی خواند ، بلکه “ان را به دهان می اندازد و مثل اب نبات می مکد، تا ان اندیشه در وجود او حل شود،در دلش نفوذ یابد و در رگ هایش جاری شود “
و این دانش ناخواسته و کار سخت شبانه روز او را از دنیای ادم ها دور کرده است و تنها مکان دوست داشتنی او یک میخانه قدیمی ست. و تنها بازدید کنندگانش رئیس بد اخلاق و چرب زبانش و دو دختر کلی با دامن های سبز فیروزه ای و سرخابی …
و باز هم هرابال توجه ویژه ای نشان می دهد به کولی ها…به صورتی که اولین معشوقه اش نیز یک دختر کولی ست و به عبارتی ، فرهنگ کولی در اثر او یک چهره ی مثبت، مظلوم و دوست داشتنی دارد .
یکی دیگر از نقاط زیبای داستان ، برخورد لائوتسه و مسیح است که در قسمتی از داستان بر کارگر ظاهر می شوند و تفاوت نگاه و رفتار ان دو به ظرافت تمام بیان شده است. مسیح “اکنده از درگیری ها و وضعیت های دراماتیک” و لائوتسه “غرقه در تعمقی خاموش در لاینحل بودن تناقض های اخلاقی”
داستان به سبک رئالیسم و با نثری ساده نوشته شده . فضای کتاب نیز کاملا با نام ان تطابق دارد، زیرا به راحتی می توان دست سنگین تنهایی را احساس کرد که از کوچه پس کوچه های سطر ها و واژه ها ظاهر شده و درست مثل دستگاه پرس کارگر کتاب ، با فشار شدیدی ادم را له می کند .
کتاب با مرگ کارگر تمام می شود.ان هم در برابر دستگاه عظیم پرسی که به تازگی در شهر امده و کار را از او گرفته است. کارگر به استقبال مرگی می رود که در تمام سی و پنج سال کاری اش ، کتاب ها -ارزشمندترین دارایی هایش – به ان شیوه مرده اند؛ له شدن میان دستگاه پرس .
در اوج تنهایی و پر از هیاهوی شدید دستگاه ! نوایی که در تمام زندگیش طنین انداز شده بود .


بهومیل هرابال نویسنده نامدار چک است . سرزمینی که طبق گفته ی خودش “از پانزده نسل پیش به این سو بیسواد ندارد “
نویسنده ای که میلان کوندرا او را به یقین بزرگترین نویسنده چک معرفی کرده و در مجله لس انجلس تایمز پدرسالار بزرگان ادبیات قرن بیستم چک لقب گرفته است.
هم چنین یکی از علل موفقیت و گیرایی کتاب ترجمه ی قوی و روان پرویز دوائی است که به طور مستقیم از زبان چک صورت گرفته است و بی شک اگاهی و قدرت نویسندگی او از مهم ترین علل زیبایی این اثر نزد خوانندگان پارسی زبان است.

_نه اسمان عاطفه ندارد ، ولی احتمالا چیزی بالاتر از اسمان وجود دارد که عشق و شفقت است، چیزی که من مدتهاست که ان را از یاد برده ام . (۶۵)
ما همانند زیتون هایى هستیم که هر وقت خرد مى شویم هر آنچه در درون داریم ارزانى مى کنیم.

تنهایى پرهیاهو
نوشته ... دیدن ادامه » بهومیل هرابال
ترجمه احسان لامع
انتشارات بوتیمار
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم کتاب خوبی بود ، اتمسفر تاریک و سنگینی داشت که حاصل از بین رفتن امیدها و زیباییا بود ، درکل بنظرم ارتباط میشه گرفت
با توجه به قیمتش و حجمش ، ارزش خرید داره
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر این کتاب رو دوست نداشتم , هنوزم یادش میوفتم حالم بد میشه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهکار به تمام معنا...
بنظرم لازمه خود سایت، توضیحی وافی درباره کتابها بگذاره

با تشکر
شدیدا موافقم
۰۴ فروردين ۱۳۹۴
خانم موذن عزیز، درج توضیح برای کتاب ها آغاز شده، اما با توجه به تعداد بسیار زیاد کتابها، این کار زمان بر است.
۰۶ فروردين ۱۳۹۴
کارمند مجازی نمی خواین؟حقوقش البته واقعی باشه! :دی
۲۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید