:  ۹۲۱۵۷
:  داستان جهان
:  جزء از کل
:  داستان های استرالیایی قرن 21
   استیو تولتز
   پیمان خاکسار
:   چشمه
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۴
:  ۱۵.۵
:  ۲۲
:  سخت
:  ۶۵۶
:  ۵۲۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
استیو تولتز، نویسنده‌ی استرالیایی متولد ۱۹۷۲ سیدنی، اولین رمانش، جزء از کل، را در سال ۲۰۰۸ منتشر کرد. این کتاب با استقبال زیادی روبه‌رو شد و به فهرست نامزدهای نهایی جایزه‌ی بوکر راه پیدا کرد که کمتر برای نویسنده‌ای که کار اولش را نوشته پیش می‌آید. او این کتاب را پنج‌ساله نوشت. پیش از آن مشاغلی مثل عکاسی، فروشندگی تلفنی، نگهبانی، کارآگاه خصوصی، معلم زبان و فیلم‌نامه‌نویسی داشت. خودش در مصاحبه‌ای گفته: «آرزوی من نویسنده شدن نبود، ولی همیشه می‌نوشتم. در کودکی و نوجوانی شعر و داستان کوتاه می‌نوشتم و رمان‌هایی را آغاز می‌کردم که بعد از دو و نیم فصل، دیگر دوست نداشتم تمام‌شان کنم. بعد از دانشگاه دوباره به نوشتن رو آوردم. درآمدم خیلی کم بود و فقط می‌خواستم با شرکت در مسابقات داستان‌نویسی و فیلم‌نامه‌نویسی پولی دست‌و‌پا کنم تا بتوانم زندگی‌ام را بگذرانم، که البته هیچ فایده‌ای نداشت. زمانی که دائم شغل عوض می‌کردم یا، بهتر بگویم، از نردبان ترقیِ هر کدام از مشاغل پایین می‌رفتم، برایم روشن شد هیچ کاری جز نویسندگی بلد نیستم. رمان‌نویسی تنها قدم منطقی‌یی بود که می‌توانستم بردارم. فکر می‌کردم یک سال طول می‌کشد، ولی پنج سال طول کشید. زمان نوشتن تحت‌تأثیر کنوت هامسون، لویی فردینان سلین، جان فانته، وودی آلن، توماس برنارد و ریموند چندلر بودم.»

جزء از کل کتابی است که هیچ وصفی، حتا حرف‌های نویسنده‌اش، نمی‌تواند حق مطلب را ادا کند.این مقدمه‌ی کوتاه را هم فقط برای این نوشتم که خواننده با نویسنده آشنایی مختصری پیدا کند. خواندن جزء از کل تجربه‌ای غریب و منحصر‌‌به‌فرد است. در هر صفحه‌اش جمله‌ای وجود دارد که می‌توانید نقلش کنید. کاوشی است ژرف در اعماق روح انسان و ماهیت تمدن. سفر در دنیایی است که نمونه‌اش را کمتر دیده‌اید. رمانی عمیق و پرماجرا و فلسفی که ماه‌ها اسیرتان می‌کند. به‌نظرم تمام تعاریفی که از کتاب شده نابسنده‌اند. این شما و این جزء از کل.

 
جزء از کل از نادر کتاب‌های حجیمی است که به نهایت ارزش خواندن دارند… داستان در میانه‌ی شورشی در زندان آغاز و در یک هواپیما تمام می‌شود و حتا یک صحنه‌ی فراموش‌شدنی در این بین وجود ندارد… کمدی سیاه و جذابی که هیچ چاره‌ای جز پا گذاشتن به دنیای یخ‌زده‌اش ندارید.
اسکوایر
 
یک داستان غنی پدر و پسری پر از ماجرا و طنز و شخصیت‌هایی که خواننده را یاد آدم‌‌های چارلز دیکنز و جان ایروینگ می‌اندازند…
لُس‌آنجلس‌تایمز
 
یکی از بهترین کتاب‌هایی که در زندگی‌ام خوانده‌ام. شما تمام عمرتان فرصت دارید که رمان اول‌تان را بنویسید ولی خدای من، «جزء از کل» کاری کرده که بیشتر نویسنده‌ها تا پایان عمرشان هم قادر به انجامش نیستند… اکتشافی بی‌اندازه اعتیادآور در اعماق روح انسان و شاید یکی از درخشان‌ترین و طنزآمیزترین رمان‌های پست‌مدرنی که من شانس خواندنش را داشته‌ام. استیو تولتز یک شاهکار نوشته، یک رمان اول فوق‌العاده که به ما یادآوری می‌کند ادبیات تا چه حد می‌تواند خوب باشد.
Ain’t It Cool News


خبرهای وابسته

» جماعت کتابخوان ما هنوز زنده است/ رمانی که نمی‌توان دوستش نداشت » «جزء از کل» به چاپ سوم رسید » رمانی که ماه‌ها اسیرتان می کند؛غوغای«جز از کل»اثر استیو تولتز در بازار نشر این روزها » نقد رمان «جزء از کل» نوشته استیو تولتز » گفت‌وگو با پیمان خاکسار مترجم رمان‌ «جزء از کل» » «جزء از کل» و «بیشعوری» پر فروش‌های کتابفروشی‌های تهران

آواهای وابسته

» خوانش کتاب جزء از کل
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
جزء از کل اولین رمان استیو تولتز نویسنده ی استرالیایی است که در سال 2008 به چاپ رسید.

«... هیچ وقت نمی شنوید ورزگاری در حادثه ای فجیع حس بویایی اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درسِ من؟ من آزادی ام را از دست دادم... » از متن کتاب-

... دیدن ادامه »

مرگ حادثه ای غیر قابل انکار است. آدمی دوست دارد زنده بماند. حداقل یادش و یا نامش بر زبان ها باقی بماند، «جز از کل» شرحی بر این ماجراست. داستان پدر و پسری که انگار تارک دنیا شده اندو در دنیای دیگری سیر می کنند. کتابی با این حجم واقعا حوصله می خواهد خواندنش و این دست نویسنده است که داستانش را چگونه جذاب کند. اگر از من بپرسید می گویم تولتز داستانش را جذاب نوشته و پیمان خاکسار از پس ترجمه ی آن به خوبی بر آمده است. داستان با شروعی حیرت انگیز و پایانی زیبا نوشته شده است. درطول داستان به دلیل حجم داستان در بعضی نقاط احساس می کنید که می شد دست از این حاشیه ها کشید. داستان کاملا غیرقابل پیش بینی جلو می رود و این مساله مهمی است. نویسنده در طول متن به پیامهایی اجتماعی و سیاسی چون قانون ها بیمار و فساد های دولتی و قدرت رسانه ها اشاره می کند و در کنار آن از مسأله مهمی به نام مرگ حرف می زند که به نظرم موضوع اصلی این داستان است. اینکه اگر در طول زندگی کار ماندگاری نکردید حداقل یک مرگ ماندگار داشته باشد. کتاب را در داستان تان بگیرید و ببینید مارتین و جسپر چگونه عشق و نفرت، حسادت، اخلاق و جنایت!‌و ... را در زندگی تجربه می کنند. از نکات بارز این کتاب اشاره به رفتارهای انسانی است. این کتاب دفتر خاطرات یا زندگی نامه ی مارتین و جسپر می باشد.

خواندن این کتاب در اوقات فراغت توصیه می شود.

http://mojenarenji.ir/post-218.aspx
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب سرشار از همزاد پنداری خواننده با شخصیت های داستان خواهد شد.پس بخوانید.حتما بخوانید
به دوستانی که کتاب رو نخوندن توصیه میکنم به هیچ عنوان خودشون رو از لذت روبرو شدن با این اثر حیرت انگیز محروم نکنن.

از متن کتاب:
انتظار برای اینکه یک نفر تصمیم بگیرد یکی از بزرگترین وحشت های زندگی است، مثلا در رستوران وقتی گارسون سر میز ایستاده و همراهتان هنوز غذا انتخاب نکرده، ولی ما باید صبوری را یاد بگیریم.گرفتن منو از دست دوست دخترتان ... دیدن ادامه » و پاره کردنش و داد زدن اینکه ((ایشون هم مرغ میخوره.)) راه مبارزه با این مصیبت نیست.
وقتی شروع به خوندن کتاب کنید نمیتونید اونو زمین بذارید، اما خواهشا این کتاب رو کم کم بخونید، دوستی میگفت چای رو نباید هورت کشید باید مزمزه کرد و خورد. دنیای مارتین دین از ما جدا نیست، تفکراتش حرفهاش و احساساتش همونهاییه که در وجودمون گاهی شعله ور میشه اما توان بیان کردنشون رو نداریم، با خوندن این کتاب مارتین دین ذهن شما خودشو نشون میده ... دیدن ادامه » و میتونید سالها باهاش زندگی کنید، مارتین دینی که همیشه وجود داشته اما شما از اون بیخبر بودید، بنظرم بزرگترین معجزه این کتاب همینه و اعجاز دیگرش اینه که بعد از خوندنش دیگه نمیتونید براحتی کتابی برای خوندن پیدا کنید، و اونوقت تنها منتظر ریگ بیابان (اثر بعدی استیو تولتز که جناب خاکسار قول دادن ترجمه اش تا چند ماه آینده تموم میشه)خواهید بود.
این کتاب رو هرگز از دست ندین چرا که همه چیز داره
حسین دهقان این را خواند
امید امینی و هومن احمدزاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عاالی بود . یکی از بهترین کتاب هایی که تا بحال خوندم. از هر جمله ی این کتاب میشه لذت برد . خوندنش رو به همه توصیه می کنم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جزءی از کل هایی است که حتما باید خواند.

ترجمه بسیار عالی ، فقط توی خوانش اقای خاکسار عزیز یه مقداری تند می خونی. حس نوشته رو به درستی منتقل نمیکنه .
منم ترجمه آقای خاکسار عزیز رو روی کتابهای دیگه "برفک" و " بلاخره یک روز قشنگ حرف خواهم زد" خوندم همین مشکل رو داشتم ... تند میخونی و حس نوشته به درستی منتقل نمیشه ... ترجمه خیلی روون و عالیه
۰۱ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

یه چیز های خاص متفاوتی تو این کتاب هست که منو به وجد آورده. تولتز ماهرترین قصه گوییه که تا به حال دیدم. نمی دونم چی باعث شد
قصد کنه تا داستان رو تو ششصد و پنجاه و ششمین صفحه به پایان برسونه ولی شک ندارم که اگه میخواست می تونست هفتصد صفحه دیگه هم درباره زندگی مارتین و جسپر و تری دین پر کنه بدون این که از لذت جز از کل خوانی کم کنه.

لحظه ... دیدن ادامه » ای نبود که به جسارت و جرات تولتز آفرین نگم.جز از کل اولین کتاب تولتز بود و سیر روایت و قصه پردازیش تاحد خیلی خیلی زیادی با هر داستان دیگه ای که قبل تر ا ز این خونده بودم متفاوت بود. داستان هایی که فراز و فرود و حالات گذار و نقاط ایستایی دارند...بالاخره جایی از اوایل، اواسط یا انتها خاموش میشن و آروم می گیرند ولی جز از کل همیشه تو هیجان انگیز ترین نقطه، همیشه تو اوج سپری میشه و هرگز به سکون نمی رسه , و پره از ده‌ها اتفاق عجیب‌وغریب، و واگویه‌های فلسفی درخشان و تمسخرآمیز و طنزی بی همتا

کمتر پیش اومده بود کتابی با این حجم دست بگیرم و جاهاییش پر از توصیفات زاید و حوصله سر بر نباشه طوری که منو راضی کنه اون قسمت ها رو نخونده رد کنم ولی این اتفاقیه که با جز از کل هیچوقت نمیفته. پاراگراف به پاراگراف، خط به خط و لغت به لغت ماجرا رو خوندم و از هیچ جاش نخونده نگذشتم

آدم خوندن داستان های سوررئال و غیرواقعی نیستم.پیش نمیاد بتونم همچین داستانی رو با اشتیاق بخونم یا اصلا ادامه ش بدم ولی جز از کل پر از قصه است، قصه هایی که خیلی از جاها دور از واقعیت به نظر میان ولی من خوندمش! با شوق و بدون دلزدگی خوندمش! تا پایان داستان و این چیزی بود که حتی خودم رو هم متعجب کرد

جز از کل مجموعه ای بود از آدم هایی که در خودشون به تناقض می رسند. مارتین می تونه همه عمر کل بشریت و دنیا رو به تمسخر بگیره ولی تنها آرزوش دوست داشته شدن توسط همین آدم ها باشه. مارتین ممکنه تمام وقت وطن پرستی رو نکوهش کرده باشه ولی دست آخر رنج راه رو به جون بیمارش بخره تا تو سرزمین مادری خودش بمیره. انوک می تونه کل جوونیش رو در راه مبارزه با سرمایه داری به نفرت از ثروتمندا گذرونده باشه ولی نهایت خودش ثروتمندترین زن دنیا بشه. تری می تونه در راه مبارزه با تقلب تو ورزش، ورزشکارای متقلب رو بفرسته اون دنیا ولی عاقبت تعاونی تبهکاری فعال تو همه زمینه های خلاف کاری راه بندازه و جسپر ممکنه کلا ازخانواده ش فراری باشه ولی نهایتا با اون ها تا دوردست ترین نقطه این عالم همراه میشه و خودش رو ناچار، وارث همه ژن های دیوانه و معیوب این خاندان می بینه و کل داستان پر است از کلیت هایی با جزئی متناقض، جزهایی که بزرگ می شن و نهایت تبدیل میشن به کلیت

و کیه که ندونه؟ ما دقیقا "همون چیزی" نیستیم که ادعای بودنش رو داریم
لحظاتی پر از نابودی و ساختن، ابهام و وضوح. سرشار از گشایش، گناه و بخشش
اشک در چشمانم حلقه زده در حالی که حسی از درون من را به خنده وا میدارد. لحظاتی ناب ....
شاید اسمی جز عشق نتوان برایش یافت
عشق ... دیدن ادامه » به هستی به زندگی و حتی مرگ
این لحظات را باید زندگی کرد
بویید و نفس کشید
تا ابد.
بی شک، روزی، جایی، در سایه ی آن خواهم آرمید..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید